خوش آمدید، جهت استفاده از امکانات سایت از طریق آیکون روبرو ثبت نام کنید
آخرین اخبار و مطالب سینما
  •  
  •  
    تاپیکهای مهم


    advertisement advertisement

    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

    موضوع: معرفی سریال Black Monday

    1. Top | #1

      تاریخ عضویت
      03 Jun 2013
      محل سکونت
      A Home at the End of the World
      نوشته ها
      3,341
      سپاس
      11,736
      سپاس شده 27,501 در 6,483 پست

      پیش فرض معرفی سریال Black Monday




      در تاریخ نوزدهم اکتبر سال ۱۹۸۷ میلادی، وال‌استریت از کار افتاد. تا به امروز کسی از علت آن اطلاع دقیقی ندارد. این داستان پشت‌پرده‌ی آن را روایت می‌کند. که چگونه زیاده‌خواهی‌های گروهی، منجر به آن حادثه شد. سریال «دوشنبه‌ی سیاه» (Black Monday) محصول جدید شبکه‌ی شوتایم، سریالی درباره‌ی وال‌استریت در دهه‌ی هشتاد میلادی است. خالقانِ آن جوردن کاهان و دیوید کسپ هستند. همچنین نامِ ست روگن و ایوان گلدبرگ به عنوان تهیه‌کننده‌ی آن به چشم می‌خورد. بازیگرانش دان چیدل (مرد آهنی ۲)، رجینا هال (فیلم ترسناک) و اندرو رانلز (دخترها) هستند. سریال از ماه ژانویه روی آنتن رفته و تا به الان ۷ قسمت از ۱۰ قسمتِ فصل اول آن پخش شده. با اینکه خالقان این سریال خودشان سابقه‌ی قابل قبولی در صنعت نمایش دارند، اما این سریال بیشتر با نام دو تهیه‌کننده‌اش شناخته می‌شود. نه تنها بخاطر نام بزرگ و شناخته‌شده‌ی آن‌ها (اتفاقی که در صنعت سریال‌سازی معمول است) که بخاطر محتوا و ساختارش. سریال دوشنبه‌ی سیاه پر از شوخی‌های جنسی و بی‌شرمانه است. همانند فیلم‌های روگن-گلدبرگ. اما ویژگی‌های خاصی دارد که آن را از تولیدات آن‌ها متمایز می‌کند.
      داستان آن در دل وال‌استرسیت دهه‌ی هشتاد رخ می‌دهد، نه در دهه‌ی حاضر. شخصیت‌های آن نه جوانانی بیخیال و بی‌مسئولیت که بزرگسالانی شاغل و عموما کاربلد (در حد خودشان) هستند. مسئولیتی دارند و باید پول دربیاورند. علیرغم این تمایز‌ها، شخصیت‌ها تشابهات غیرقابل انکاری با شخصیت‌های همیشگی روگن-گلدبرگ دارند. به نوعی معادل دهه‌ی هشتادی آن‌ها محسوب می‌شوند. شخصیت‌هایی که به جای ماری‌جوانا، دائما در حال مصرف کوکایین هستند.

      فیلم‌ها یا سریال‌های بر پایه‌ی مواد مخدر آنقدر گسترده و پراکنده شده‌اند که می‌توان آن را یک زیرژانر به حساب آورد. بسته به مواد مخدری که بر روی آن سوار شده‌اند، لحن، تُن و حتی مضامین محصولات متفاوت است. فیلم‌های بر پایه‌ی ال‌اس‌دی وهم آلود یا پر رمز و راز، بر پایه‌ی تریاک آرام و عمیق، بر پایه‌ی کوکایین خشن و سنگین و بر پایه‌ی ماری‌جوانا سبک و شاد و رها هستند.

      سریال حاضر اما به نوعی ترکیبی از ماده‌ی مخدر محبوب سازندگان یعنی ماری‌جوانا و کوکایین است. روگن و گلدربرگ از جمله‌ی سینماگرانی هستند که با تقریب خوبی، همه‌ی محصولاتشان بر پایه‌ی ماری‌جوانا ساخته شده‌اند. از همان شروع حرفه‌ی سینما و حتی زمانی که بازیگران در جلوی دوربین ماری‌جوانا مصرف نمی‌کردند (مانند «سوپر بد») تا فیلم‌هایی که موضوع محوریِ فیلم ماری‌جوانا بود (سریع‌السیر آناناس) و تا زمانی که از یک کامیک بوک بزرگسالانه اقتباس می‌کردند (واعظ).
      ترکیب مارجوانا و کوکایین در این سریال شگفت‌انگیز عمل کرده و غافلگیرمان می‌کند. شخصیت‌ها در ظاهر همان شخصیت‌های آشنا هستند که دائم در حال مصرف مواد مخدر هستند، شوخی‌های جنسی فراوان با هم می‌کنند و از توهین‌های بی‌شرمانه ابایی ندارند. و بخاطر سهل‌انگاری مدام دست گل به آب می‌دهند. مواد مخدرشان البته کوکایین است. چرا که در آن زمان رایج‌تر بوده، و شخصیتها هم در وال استریت مشغول‌اند و درآمدشان به ابتیاع آن می‌رسد. شوخی‌ها اینجا اما هوشمندانه‌تر هستند. پیچش بیشتری دارند و گاهی درک آن‌ها دشوار می‌نماید. شوخی‌ها به جای آنکه از روی بی‌‎میلی و صرفا برای توهین به شخصیت مقابل باشند، با انرژی ادا می‌شوند و واکنش‌های لحظه‌ای به دنبال دارند. ممکن است به جای یک بار رفت و برگشت دیالوگ‌ها، شخصیت‌ها چندین بار به هم توهین کنند و مخاطب را مسلسل‌وار بخندانند.


      با این وجود، سریال هنوز هم بر پایه‌ی ماری‌جوانا است اما کوکایین تند و تیزی بیشتری به آن بخشیده. آن را هوشمندانه‌تر کرده و بالا رفتن تمرکز شخصیت‌ها، موجب افزایش عمق شوخی‌ها و لایه بخشیدن به آن‌ها شده. بله شوخی‌های جنسی‌ای که برای فهم آن‌ها ممکن است لازم باشد در آن دیالوگ عمیق شد! مطابق انتظار سریال با همه چیز و همه کس شوخی می‌کند و ابایی از شوخی با هیچ موضوعی ندارد. از اقلیت‌های نژادی و جنسی گرفته، تا مفاهیم ارزشی مانند خانواده و … از نکات مثبت آن این است که پر از جزئیات ریز و دقیق است. داستان پیچش‌های مناسبی دارد و می‌تواند تماشاگر را غافلگیر کند. هم خود پیچش‌ها که به تماشاگر رودست می‌زنند و هم بالاتر از آن، اینکه از سریالی با این لحن چنین انتظاری نمی‌رفت. در حالی که بلاهت از سر و روی سریال می‌بارد، ناگهان یک پیچش عظیم در داستان می‌بینیم که لذت غافلگیر شدن را دو چندان می‌کند. و این بزرگ‌ترین دستاورد سریال است. شخصیت‌ها هم مدام به هم نارو می‌زنند و سر همدیگر شیره می‌مالند (باز هم از ویژگی‌های ست روگن و ایوان گلدبرگ) اما این بار هوشمندانه‌تر از آنچه سابقا دیده‌ایم. سریال در بورس می‌گذرد و یادآور «گرگ وال استریت» است. و شخصیت‌ها سعی دارند همانقدر درنده باشند؛ اما توانشان به گرگ بودن نمی‌رسد، بیشتر شغال هستند!
      چند سالی می‌شود که تمِ دهه‌ی هشتاد در هالیوود روی بورس آمده و پرطرفدار شده. این سریال هم یکی دیگر از ده‌ها محصول نمایشی‌ای است که بر در دهه‌ی هشتاد بنا شده. استفاده از موزیک، رنگ‌ها، لباس‌ها، دکورها و از همه مهم‌تر لحن دهه‌ هشتادی جذابیت فراوانی به آن می‌بخشد. المان‌های آن دهه استفاده‌ی خوبی در سریال پیدا کرده‌اند و از جنبه‌ی صرف بصری فراتر رفته‌اند. وسایلی که شخصیت‌های داستان از آن‌ها استفاده می‌کنند، صرفا نوستالژیک نیستند، بلکه به نوعی نمایانگر شخصیت آنها در زمانه‌ای است که تاثیر مهمی بر کسی که هستند و کاری که می‌کنند گذاشته است. از اتوموبیلِ عجیب شخصیت اصلی گرفته تا موبایل‌های غول‌آسا و حتی کنسول‌های بازی.
      یک نکته‌ی دیگر این که سریال با اینکه ظاهرا درباره‌ی پول است، اما بیشتر از آن حول عشق می‌چرخد. نکته‌ای که عجیب به نظر می‌رسد اما حقیقت دارد. در واقع بین این دو موضوع به نحوی جذاب می‌چرخد. عشق مو (دان چیدل) به دان (رجینا هال) در حقیقت محرکِ داستان است نه پول و نه کوکایین. مو که نمی‌تواند عشقش به دان را فراموش کند، تمصیماتی می‌گیرد که ظاهرا برای به دست آوردن پول است، اما در واقع کنشی برای نزدیک‌تر شدن به دختر مورد علاقه‌اش است.

      یکی دیگر از نکات مثبت سریال بازی خوب دان چیدل و رجینا هال است. به طرز غیر قابل پیش‌بینی‌ای شیمی بین این دو عالی از آب درآمده. دیالو‌های خوبشان که به شکلی مطلوب ادا می‌شود و برهمکنش‌های جذاب و سریع بین این دو جواب داده و دیدنی شده. نکته‌ی قابل ذکر دیگر اینکه با وجود سیاه‌پوست بودن شخصیت‌های اصلی، سریال به هیچ وجه پیرامون مصائب اقلیت‌ها نمی‌گردد. در واقع اگر نژادِ شخصیت‌های اصلی را عوض کنیم، هیچ تغییر مهمی در داستان رخ نمی‌دهد.


      هر دو خالق سریال تجربه‌ی تولیدات طنز را دارند که در اینجا به کمکشان آمده. سریال کارگردانی قابل قبولی دارد و در اجرا موفق عمل می‌کند. روند آن جذاب است و مخاطب را پای صفحه نمایشگر نگه می‌دارد. سریال پر از دیالوگ‌های سریع است. و پر از ارجاعات (بعضا درخشان) به فرهنگ عامه. این دو ویژگی در بعضی مواقع تبدیل به نکات منفی می‌شوند. شاید بیننده از سرعت بگومگوها خسته شود یا بعضی ارجاعات را درک نکند. گرچه هیچکدام باعث نمی‌شود که داستان سریال گنگ شود، اما شاید مخاطب صد درصدِ آنچه بر صفحه‌ی تلویزیون می‌گذرد را درک نکند.

      سریال را می‌توان به راحتی به دیگران توصیه کرد. تنها گیرِ آن شوخی‌های بی‌شرمانه‌ی متعددش است که به نوعی امضای ست روگن و ایوان گلدبرگ است و اگر کسی با آن مشکلی نداشته باشد، از سریال لذت خواهد برد.


      منبع: 30نما


    2. کاربر روبرو از پست مفید Mohamad تشکر کرده است.


    3. تاپیک های ویژه

    موضوعات مشابه

    1. معرفی سریال کمدی Black Books
      توسط Sor3na در انجمن Black Books
      پاسخ: 0
      آخرين نوشته: 10-09-2015, 02:44 PM

    کلمات کلیدی این موضوع

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    اکنون ساعت 02:41 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
    Copyright © Show-Time.iR .All rights reserved.
    Designed by: VbIran , Show-Time , ErfanGraph , XboxIran